مهدى لطفى
99
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
مىآورد ، از عاقبت تصميم ايشان سؤال مىكند . بزرگشان جواب مىدهد ، آيا پدر ما اين سينما را احداث نكرده ؟ اين مرد مىگويد . بلى ، لكن او از غلطى كه كرده پشيمان شده و الان به خاطر آن كار معذّب است از شما مىخواهد ، نجاتش دهيد . ورثهها جواب مىدهند ، او غلط كرده و بايد عذاب غلط خود را خودش متحمل شود ! ! ما نمىتوانيم اين ساختمان را ويران كنيم ! ! از جواب آنها تعجب مىكند مبهوت مىماند ! اين قضيه دردناك درس و عبرتى است براى همگان . كه چگونه فرزندان به درخواست پدر خود جواب مىدهند ، و چهقدر وفادار هستند كه حاضر هستند ، پدرشان هرروز به بدترين عذاب معذّب شود و آنها به ثروتى كه از او مانده است متنعم شوند . « 1 » عبرت گيرند صاحبان عبرت و بدانند روزى ، در پيش است كه « لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » ( روزى مىآيد كه مال و فرزند نفعى نخواهد داشت مگر كسى كه قلب سليم و عمل صالح داشته باشد . ) و بدانند « من سن سنة سيئة فعليها عذابها الى يوم القيامة » هركس از خودش سنت بدى و آثار بدى به يادگار گذاشت ، گناهش تا قيامت به پاى او نوشته خواهد شد . اگر كار خيرى كند تا قيامت أجرش به پاى او نوشته مىشود .
--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامة ص 57